عبد الحسين نوايى
4
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي )
و شرابخوارگى و زنبارگى پدر و پدر بزرگ و پدر پدر بزرگ خود را نيز پرداخته است . شاه صفى پدر پدر بزرگش بر اثر شرابخوارگى و زنبارگى در سى و دو سالگى مرد و پدر بزرگش شاه عباس ثانى ( هر چند خرد و قدرت و همت و غيرتى هم نشان داد ) ، پس از آن همه عيش و عشرت و همخوابگى با زنان فراوان حرمسرا ، سرانجام در آغوش زن رقاصهاى ، به بيمارى مقاربتى سيفليس گرفتار شد و در سى و چهار سالگى درگذشت و پدرش شاه سليمان ، با همه بىغمى و بىحالى ، به علت افراط در شراب و همخوابگى با زنان ، دچار بيمارى گرى شد و در چهل و هفت سالگى مرد . شاه سلطان حسين بازماندهء چنين افراد و تربيت شدهء چنين پدران و چنان حرمسرايى بود . او ثمرهء بىحاصلى و بوالهوسى و ميگسارى و زنبارگى و بىجوهرى بود . اما آن بيچاره خود چه گناهى داشت . او نتيجهء سقوط اخلاقى و اجتماعى خاندان صفوى بود . دربار صفوى به علت ثروت فراوان و آرامش صد ساله به تنعم و نازپروردگى خو كرده و به زن و شراب و جمعآورى ثروت همراه با ديانت عاميانه بلكه خرافهآميز « تشيع صفوى » روى آورده و از جميع جهات پاى در جادهء سقوط و انحطاط نهاده بود . منتها اين انحطاط كه بلافاصله پس از شاه عباس اول شروع شد ، در ابتدا كند بود . ولى از زمان شاه سليمان تند و تندتر شد ، تا زمان شاه سلطان حسين كه حتى از داشتن وزيرى چون شيخعلى خان زنگنه نيز محروم بود . سقوط صفويه حتمى بود . اين سقوط در زمان شاه سلطان حسين صورت گرفت . هر كس ديگر هم بود ، در آن شرايط ناگوار ، محكوم به شكست و انقراض بود . ولى تقدير اين سقوط و انقراض را چون طوق لعنتى در گردن آن بيچاره افكنده بود . شاه سلطان حسين شخصا مرد بدى نبوده است . حتى نوشتهاند كه مردى چابك سوار و تيرانداز و علاقمند به مسائل نظامى بوده . ميرزا ابو طالب بن ميرزا بيك فندرسكى كه معاصر وى بوده دربارهء وى در تحفة العالمين چنين نوشته است [ 4 ] : در چابك سوارى به مرتبهاى است كه هنگام دويدن اسب تازى نژاد برق جولان ، بىاحتياج چوگان به دست ، گوى از زمين مىربايد و با وجود داشتن كمان در دست چپ به هدفى كه در طرف راست موضع باشد تير آشنا مىنمايد . . . مكرر ترنج و نارنج بر روى آب به تندى روان افكنده را به تير و تفنگ زده و فندق به هوا پرتاب كرده را هدف تير كرده تفنگهاى سنگين جزايرى را به يك دست برداشته ، بىمدد دست ديگر ، برابر هدف داشته و آتش داده دود از هدف